تبلیغات
همه چیز از همه جا - خستگی....
رفتم نشستم کنارش گفتم :
برای چی نمیری گـُلات رو بفروشی ؟
گفت : بفروشم که چی ؟ تا دیروز می فروختم که با پولش
...
آبجی مو ببرم دکتر دیشب حالش بد شد و مُرد ،
با گریه گفت : تو می خواستی گـُل بخری ؟
گفتم : بخرم که چی ؟ تا دیروز می خریدم برای عشقم
امروز فهمیدم باید فراموشش کنم...! اشکاشو که پاک کرد
یه گـل بهم داد گفت :بگیر باید از نو شروع کرد

تو بدون عشقت ، من بدون خواهرم ..


تاریخ : دوشنبه 28 دی 1394 | 04:18 ب.ظ | نویسنده : احمد .. | نظرات

  • paper | آریس دی ال | شکارچی نرم افزار
  • كد ماوس

    
  • میهن کد